شهرام ناظری


تصویر
شرح: شهرام ناظری یکی از معروفترین خوانندگان سنتی ایران میباشد. در سال ۱۳۲۸ (۱۹۵۰ میلادی) در خانواده ای هنردوست ، در کرمانشاه به دنیا آمد. از کودکی و زیر نظر پدرش، آموزش های اولیه موسیقی و آواز را فرا گرفت. پس از آن تحت تعلیم نورعلی برومند آثار گذشتگان موسیقی را یاد گرفت. اساتیدش در آواز عبارت بودند از: عبدالله دوامی، محمود کریمی، محمد رضا شجریان، عبدالعلی وزیری و حسین قوامی. ناظری ساز سه تار را نیز نزد این افراد فرا گرفت: احمد عبادی، محمود تاجبخش، جلال ذوالفنون و محمود هاشمی.

ناظری در چند سال گذشته کنسرت های بسیاری را در ایران و خارج از ایران اجرا کرده است. همچنین می توان از اجراهای او در گروه چاووش نام برد که از آثار ماندگار موسیقی ایران هستند. شورانگیز، اثر حسین علیزاده، زمستان اثر محمد رضا درویشی، یادگار دوست از کامبیز روشن روان، ای برادر اثر محمد رضا لطفی، لاله بهار از پرویز مشکاتیان و... از آثار برجسته ناظری در گذشته هستند. هم اکنون با مطرح کردن شکلی از آواز در پی اشاعه و گسترش این نوع از آواز است، و در این راه کنسرت های بسیاری اجرا کرده که کنسرت با گروه کامکارها را می توان نام برد.

داریوش رفیعی


تصویر
شرح: در سال 1306 در بم کرمان به دنیا آمد. از 19 سالگی خوانندگی در رادیو را شروع کرد، از سالی که صدای گرم و دلپذیرش او را به شهرت رساند، تحصیل را رها ساخت و بیشتر به موسیقی پرداخت. ردیفها را از خوانندگان قدیمی از جمله بدیع زاده فرا گرفت و به وسیله همین هنرمند بود که به رادیو راه یافت.به صدا و شیوه خوانندگی بدیع زاده به خصوص مهربانی و گشاده رویی او علاقه بسیاری داشت و بدیع زاده هم او را به قدری دوست داشت که داریوش در اواخر جزو افراد خانواده او در آمده بود.
هنر او از درد و تالمات روحی خودش مایه می گرفت و به خواندن اشعار محلی رغبت زیادی نشان می داد، صدایش گرفتگی و شور و حال مخصوصی داشت و در آواز تحریر هایش کم بود. در ارکسترها غالبآ ضرب را خودش می گرفت بنابراین ضرب شناسی اش که شرط اول تصنیف خواندن به خصوص ضربی خواندن است خوب بود.
اگر چه زندگی هنری اش دیر نپایید و در عنفوان جوانی چشم از جهان پوشید ولی آثار زیادی از آهنگهای محلی و ضربی که خاص او و دوستش "منوچهر همایون پور" بود از وی به یادگار مانده است. داریوش رفیعی دارای صفات عالی انسانی و خلق و خوی نجیبانه و بسیار لطیفی بود که از اصالت خانوادگی اش مایه گرفته بود. حضور او و رفتار گرم و صمیمانه اش شور و حال خاصی به محفل دوستان می بخشید.
متاسفانه دیری نپایید که در سن 31 سالگی، در 2 بهمن 1337 توفان حوادث و حملات بیماری صعب العلاج کزاز چراغ عمرش را ناباورانه خاموش کرد.
منبع : سایت هنر و موسیقی

ایرج بسطامی


تصویر
شرح: ایرج بسطامی در سال 1336در بم به دنیا آمد و تا قبل از بروز زلزله دلخراش این منطقه، در همین شهر زندگی می کرد. او موسیقی را نزد عموی خود، یدالله بسطامی فرا گرفت سپس برای تکمیل آموزه هایش به تهران آمد و از محضر استاد محمدرضا شجریان بهره برد.
سیروس علی نژاد، روزنامه نگار سرشناس، می گوید: "موسیقی را نزد استادان فن از جمله شجریان آموخته بود و وقتی درست آموخته بود، پا به صحنه گذاشته بود. می گفت که موسیقی در خانواده پدری او ریشه دار است. پدرش هنوز در ساعات فراغت ساز می زد. اما خود را بیشتر مدیون عمویش یدالله بسطامی می دانست که از نظر او در موسیقی استادی و مهارت داشت. او بود که صدا و ذوق ایرج را به موسیقی کشف کرده بود و از همان نوجوانی شروع کرده بود به آموختن گوشه ها و ردیف های موسیقی اصیل به او. این عمو در اوایل انقلاب فوت شد. پس از مرگ او، ایرج به تهران آمد و نزد استادان و بیشتر از همه خود مشکاتیان موسیقی خواند و کم کم به میدان آمد."

بسطامی در فعالیت هنری خود با اساتید دیگری همچون پرویز مشکاتیان، محمدرضا درویشی و کیوان ساکت همکاری داشته است.

وی یک بار در سال 1990به همراه پرویز مشکاتیان به اروپا رفت و کنسرتهای متعددی در سراسر اروپا ترتیب داد. در سال 1994هم به همین منوال با پرویز مشکاتیان همراه شد و به اروپا سفر کرد اماپس از آن در بم گوشه نشین شد.
بسطامی در آلبوم "رقص آشفته" با ترجیع بند "من ماندم تنهای تنها" و در مجموعه "افق مهر"، با "ای خوشا مست و خراب اندر خرابات آمده" بر سر زبانها افتاد.

تصنیف "دلم ای وای دل" سروده خواجوی کرمانی و "خوش نوای بی نوا" از جمله خوانده های وی است که با استقبال دوستداران مواجه شد. مجموعه افق مهر که نخست در کنگره جهانی خواجوی کرمانی اجرا شد. سپس در اروپا طی 26 شب اجرا شد و مورد استقبال قرار گرفت.

عبد الحسین مختاباد،خواننده موسیقی سنتی ایران درباره بسطامی می گوید: "وی تنها خواننده چپ کوک زمان خود بود ( قدرت خواندن گام های بالا را داشت) و به لحاظ جنس و طعم ویژه ای که صدایش داشت در سه یا چهار دهه گذشته بی مانند بود."

پرویز مشکاتیان یادآور می شود که او یکی از پرتیراژترین نوارهای موسیقی را دو سال پیش به بازار عرضه کرد، در آلبومی که "وطن من" نام دارد و روی شعری از ملک الشعرا بهار ساخته شده است .
سیروس علی نژاد به یاد می آورد که اول باری که بسطامی را دید سال 1369 در تالار رودکی بود. او تازه به جامعه موسیقی ایران معرفی شده بود: " آن شب بسطامی در جمع گروه عارف غوغا می کرد. جذبه موسیقی گروه عارف و آواز ایرج بسطامی که تازه پا به عرصه نهاده بود، نفس ها را در سینه ها حبس کرده بود. وقتی شروع کرد چنان مجلس را گرفت که همه از خود بی خود شدند. شجریانِ دیگری ظهور کرده بود. شعر سعدی را می خواند و سوزی که در صدایش بود مجلس را به آتش می کشید، دلها را به فغان وا می داشت و آه از سینه ها بر می آورد.

محمودی خوانساری


تصویر
شرح: محمودی خوانساری سال 1312 در خانواده ای مذهبی در محله "ری سان" خوانسار دیده به جهان گشود. پدرش حجه الاسلام سید جمال الدین محمودی از روحانیون خوشنام و فروتن خوانسار بود و تسلّط نسبی شادروان محمودی خوانساری بر زبان عرب و تعلیمات دینی را می توان حاصل 13 سال زندگی در کنار پدر بزرگوارش دانست.
وی پس از فوت پدر، یعنی مقارن سال 1326 خوشیدی به تهران آمد و در دبیرستان ادیب به ادامه تحصیل مشغول شد و در طول این دوران یک لحظه از زمزمه کردن و آواز خواندن، آن هم به صورتی کاملآ خود جوش و فطری غافل نشد.
از سال 1335 می توان به عنوان سال تحوّل و دگرگونی در زندگی هنری محمودی خوانساری نام برد.
زیرا در محفلی با شادروان ابوالحسن صبا آشنا گردید و از پیشنهاد ایشان مبنی بر فراگیری علمی ردیف موسیقی ایران استقبال نمود و این تمرین و ممارست تا پایان عمر استاد صبا ادامه یافت.

سال 1338 به دعوت داوود پیرنیا، بنیانگذار برنامه گلهای جاویدان، گلهای رنگارنگ، یک شاخه گل، برگ سبز و گلهای صحرایی، در استودیو گلها شروع به فعالیت نمود و رسمآ اولین کار هنری خود را در برنامه برگ سبز شماره 56 ضبط نمود.
از آن پس شادروان محمود خوانساری در کنار اساتیدی چون مرتضی خان محجوبی، احمد عبادی، حبیب الله بدیعی، جواد معروفی، حسن کسائی، پرویز یاحقی، جلیل شهناز، رضا ورزنده، منصور صارمی و فرهنگ شریف به خلق آثار ماندگار موسیقی اصیل ایرانی همت گماشت.
برنامه ای با عنوان نوایی از موسیقی ملی به همت شادروان دکتر منوچهر جهان بلگو در حال شکل گیری و تدوین بود که در این برنامه محمودی خوانساری برای اولین مرتبه اقدام به اجرای ترانه خواهد کرد.
بیست سال از درگذشت این هنرمند فرزانه و فروتن گذشت. استادی که ادب و انسانیت را سرلوحه رفتار خویش قرار داد. خواننده ای که به داشتن صدای تنها اکتفا نکرد و همّ و غم خود را صرف بکارگیری صحیح این ودیعه الهی نمود.
خواننده ای با سوادی که امر آواز را به مفهوم کامل می دانست تا جایی که هنگام خواندن و تلفّظ ابیات متنوع شعر فارسی، با شیوه ای مختص خویش کلمات را معنی می کرد و با تکرار و تکیه بر جمله امید من، امید تازه ای در جسم و جان مشتاقان موسیقی این مرز و بوم می دمید.

هنرمند نازنینی که هرگز در ازای دستمزد، ناله بی غمی سر نداد و در عین نیازمندی، وارسته و بی نیاز عمر خود را در گوشه انزوا سپری نمود و سر انجام روز چهارشنبه دوم اردیبهشت ماه 1366، به صورتی ناگوار، مظلومانه و ناباورانه از غم زیستن نجات یافت و حیات مجددی را آغاز نمود.

عبدالوهاب شهیدی


تصویر
شرح: عبدالوهاب شهیدی (مهر ۱۳۰۱، میمه[۱])، خواننده موسیقی سنتی ایرانی و نوازندهٔ عود است.

عبدالوهاب شهیدی در میمه اصفهان و در خانواده‌ای روحانی به دنیا آمد. او از اوایل دهه ۱۳۲۰ فعالیت هنری خود را با فراگیری آواز، سنتور و عود نزد اسماعیل مهرتاش آغاز کرد.

عبدالوهاب شهیدی در سال ۱۳۳۹ با برنامه گلها شروع به فعالیت و همکاری در رادیو کرد و تا سال ۱۳۵۷ در بسیاری از این برنامه‌ها شرکت کرد. وی همچنین چندین بار در برنامه‌های جشن هنر شیراز شرکت کرد و در این برنامه‌ها با استادانی چون جلیل شهناز، فرامرز پایور، اصغر بهاری، حسین تهرانی، رحمت‌الله بدیعی، حسن ناهید و محمد اسماعیلی همکاری کرد.

هنگامه اخوان


تصویر
شرح: هنگامه اخوان در سال 1334 در فومن دیده به جهان گشود. صدای خوش در خانواده ی وی موروثی بود ولی او تنها کسی بود که آموختن آواز را به طور جدی و حرفه ای دنبال کرد. هنگامه خواندن را از 10 سالگی با آموختن آواز دشتی(از متعلقات دستگاه شور که خود دارای گوشه های متنوع است) نزد پدرش آغاز کرد. اولین بار پدر با او در مورد قمرالملوک وزیری صحبت کرد. وی شخصیت قمر را نه به عنوان یک خواننده بلکه به عنوان انسانی خیر و نیکوکار می ستود.
هنگامه اخوان پس از اتمام تحصیلات ابتدایی برای دیدن خواهرش به تهران رفت. در هنگام اقامت در تهران خواهر و برادرش او را تشویق به ماندن در تهران و تکمیل تحصیلات موسیقی نمودند. وی در آزمون رادیو برای خوانندگی شرکت کرد. در کاستی که از صدای خود ضبط و ارائه کرده بود یکی از آثار استاد تجویدی و تعدادی از ملودی هایی که پدرش به او آموخته بود اجرا شده بود. هیئت داوران متشکل از پنج نفر بود: علی تجویدی. مرتضی حنانه. حبیب ا… بدیعی. جواد معروفی و فلاح که همه از موسیقیدانان مطرح زمان بودند. سه نفر از داوران او را پذیرفته ولی دو نفر از او خواستند در آزمون دیگری شرکت کند. در آزمون دوم هنگامه اخوان به دلیل ندانستن ردیف پذیرفته نشد. او در کلاس های ردیف رادیو ثبت نام کرد و پس از تکمیل آموخته های خود در آزمون پذیرفته شد.با تشویق مرحوم تجویدی هنگامه اخوان نزد استاد ادیب خوانساری(از اساتید بزرگ مکتب آوازی اصفهان) رفت و به آموختن ردیف و تکنیک های آوازی پرداخت. ابراهیم سرخوش(نوازنده ی مشهور تار) اغلب کلاس را به منظور کمک و همنوازی با هنرآموزان همراهی می کرد. هنگامه اخوان به مدت ده سال نزد استاد خوانساری تلمذ نمود. کلاسها ابتدا در رادیو و سپس در منزل استاد تشکیل می شد.

از سال 1354 هنگامه اخوان شروع به خواندن در رادیو کرد و کار خود را با بازخوانی آثار قمرالملوک وزیری آغاز نمود. همچنین با گروههای عارف به سرپرستی پرویز مشکاتیان. شیدا به سرپرستی محمدرضا لطفی و …به عنوان خواننده همکاری داشت. وی کنسرت های زیادی در ایران و اروپا برگزار کرده است.در سال 1363 از سوی آرشیو صدا وسیما دعوت به همکاری شد.و هم اکنون در وزارت ارشاد به عنوان کارشناس موسیقی مشغول به کار است و به تدریس آواز نیز می پردازد. استاد نصرا… ناصح پور در مورد وی گفته است: هنگامه اخوان یکی از بهترین خوانندگان زن ایرانی و صدای او یادآور صدای آسمانی قمر است.


او در در چهارمین مجمع عمومی کانون خوانندگان خانه موسیقی به عنوان رئیس این کانون انتخاب شد.

محمد رضا شجریان


تصویر
شرح: از زبان خود استاد
تولدم روز اول مهرماه1319 در مشهد است، در خانواده ای که پدر بزرگم صدای بسیار رسایی داشته و به زیبایی آواز می خوانده است.  پدرم مهدی از صدای پر طنین و رسا برخوردار بود و در جوانی آواز خواندن را شروع می کند ولی خیلی زود در محیط بسته و سنتی به قرائت قرآن رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقیده باقی ماند و آواز را رها کرد و در قرائت قرآن جایگاه خاصی در مشهد پیدا نمود و شاگردان زیادی برای تلاوت قرآن قرآن تربیت کردکه از جمله خود اینجانب است. تمام وقت من از شش سالگی به خواندن می گذشت . در سال چهارم دبیرستان بر خلاف خواسته ام به دانشسرای مقدماتی رفتم و راه معلمی پیش گرفتم و از بیست سالگی به معلمی در دهات خراسان پرداختم. یک سال بعد ازدواج کردم با دختری که او هم معلم دبستان بود. همسرم خیلی با من همراه بود و با کمک او بر مشکلات مالی یک زندگی بسیار محقر پیروز شدیم.
از نوجوانی برای فراگیری گوشه های آوازی به هر دری می زدم و از هر کسی که شمه ای اطلاع داشت سوال می کردم. به ندرت دسترسی به رادیو پیدا می کردم تا موسیقی دلخواهم را بشنوم آن هم زمانش کوتاه بود و حاصلی نداشت ، تا اینکه در محیط شبانه روزی دانشسرا میسر شد "برنامه گلها" و برنامه "ساز تنها" را بشنوم و تمریناتم را شروع کنم . کمی بعد دبیر موسیقی مان آقای جوان نیز راهنمایی و کمک کردند. بیشترین تمرینات سازنده در دوران معلمی در خارج شهر بود که فراغتی داشتم و اغلب به کوه و صحرا می رفتم و تکنیک و متد را با سلیقه ی خودم تجربه و تمرین می کردم و صداهای گوناگون و تحریرها و چهچه ها را دستور کار خود قرار داده بودم.دوستم همکلاسی ام( ابولحسن کریمی) از ابتدای کار معلمی سنتوری با خود آورده بود که بنوازد ، ترغیب شده مضراب دستم بگیرم و ببینم می شود زد ، بعد دیدم عجب کار مشکلی است تا دمدمه های صبح نشستم و آن قدر تمرین کردم تا توانستم آهنگی را دست و پا شکسته اجرا کنم و از آن به بعد سنتور شد یار غار من.
چندی بعد صدای سنتور جلال اخباری را از رادیو مشهد شنیدم و خوشم آمد ، پیدایش کردم و با هم دوست شدیم . سازی می زد و من هم می خواندم و تمرینات آواز با ساز و فراگیری نت و نواختن صحیح سنتور را با ایشان شروع کردم. همان ابتدای کار هم صدای سنتور مشقی ام بسیار بد بود به فکر افتادم که سنتوری بسازم. با اینکه برای اولین بار بود چنین کاری کرده بودم و در مورد پل گذاری سنتور تجربه و اطلاعی نداشتم ولی سنتور صدای دلنشینی داشت. غیر از آن سنتور سنتورهای دیگری ساخته یا در حال ساخت داشتم که کار پل گذاری را برای موزون تر کردن صداها تا به حال ادامه داده ام و خوشبختانه به نتایج قابل توجهی هم رسیده ام . در نظر دارم در آینده کتاب یا جزوه ای درباره ی تجارب کار پل گذاری های گوناگون که روی سنتورها کرده ام همراه با نتایج آن ها منتشر کنم تا در این زمینه کار مفیدی انجام داده باشم.
در سالهای بعد از 40 با هنرمندان رادیو خراسان آشنا شده بودم ولی حاضر به ضبط برنامه موسیقی نبودم . در رادیو خراسان گاه اشعار عرفانی و مذهبی و گاهی تلاوت قرآن داشتم. سال 1345 خورشیدی به اصرار دوستم ابوالحسن کریمی برای شرکت در امتحان شورای موسیقی به اتفاق او به تهران رفتم. راهی برای نام نویسی و شرکت در امتحان پیدا کردیم. در اتاق شورا میز کنفرانس بزرگی بود و حدود 12 تا 13 نفر اعضا شورا نشسته بود ، آقای مشیر همایون شهردار رییس شورا و آقایان حسنعلی ملاح ، علی تجویدی و مختاری و دیگران بودند. گفتند بیات ترک بخوان ! من هم از مایه بلند دو سه بیتی خواندم و در مایه ی بم فرود آمدم . ضربی با یک شعر هم به درخواست آقای ملاح خواندم.بعد اقای تجویدی پرسیدند تصنیف هم می خوانی ؟ چون تصنیف خواندن را دوست نداشتم و دون شان آواز خوان می دانستم ، بسیار جدی گفتم ابداً. جوابی که بعد از یکماه از نتیجه امتحان به ما دادند این بود که فعلاً رادیو بودجه ندارد که خواننده استخدام کند و فعلا رادیو نیاز به خواننده ندارد.
سال بعد به وسیله آقای دکتر شریف نژاد (که معاون رادیو خراسان بود و بسیار به من لطف داشت) قرار گذاشتیم در تابستان که ایشان در تهران هستند من هم به تهران بروم . باایشان شبی به منزل آقای حسین محبی (که اپراتور با سابقه رادیو و برنامه ی گل ها بود) رفتیم و او که دوستی نزدیکی با دکتر داشت فردای آنروز مرا همراه با یک نوار که در " سه گاه " خوانده بودم به اقای داود پیرنیا (مسئول و تهیه کننده آن زمان برنامه گلها ) معرفی کرد که همان معرفی راهگشای من به رادیو ایران و و برنامه ی گلها که منظور اصلی ام بود گردید...

غلامحسین بنان


تصویر
شرح: غلامحسین بنان، (اردیبهشت ۱۲۹۰ قلهک تهران - ۸ اسفند ۱۳۶۴) خواننده ایرانی است که از سالهای ۱۳۲۱ تا دهه ۵۰ در زمینه موسیقی ملی ایران فعالیت داشت. او عضو شورای موسیقی رادیو، استاد آواز هنرستان موسیقی تهران و بنیان‌گذار انجمن موسیقی ایران بوده است .
پدرش کریم خان بنان الدوله نوری و مادرش دختر شاهزاده رکن الدوله( برادر ناصرالدین شاه) بود. از شش سالگی به خوانندگی و نوازندگی ارگ و پیانو پرداخت و در این راه از راهنمایی های مادرش که پیانو را بسیار خوب می نواخت بهره ها گرفت، اولین استاد او پدرش بود و دومین استاد، مرحوم میرزا طاهر ضیاءذاکرین رثایی و سومین استادش مرحوم ناصر سیف بوده اند.
از سال۱۳۲۱ صدای غلامحسین بنان، همراه با همکاری عده یی از هنرمندان دیگر از رادیو تهران به گوش مردم ایران رسید و دیری نگذشت که نام بنان زبانزد همه شد. روح الله خالقی او را در ارکستر انجمن موسیقی شرکت داد و با ارکستر شماره یک نیز همکاری را شروع کرد و از بدو شروع برنامه همیشه جاوید «گلهای رنگارنگ» بنا به دعوت استاد داود پیرنیا همکاری داشت.بنان در طول فعالیت هنری خود، حدود 350 اهنگ را اجرا کرد و انچه که امتیاز مسلم صدای او را پدید می اورد، زیر و بم ها و تحریرات صدای او است که مخصوص به خودش می باشد. بنان نه تنها در اواز قدیمی و کلاسیک ایران استاد بود، بلکه در نغمات جدید و مدرن ایران نیز تسلط کامل داشت. تصنیف زیبا و روح پرور «الهه ناز» او بهترین معرف این ادعا می باشد. بنان را می توان به حق بزرگترین اجرا کننده آهنگ های سبک وزیری-خالقی دانست. او همچنین در کنار ادیب خوانساری از بهترین اجرا کنندگان آثار صبا و محجوبی محسوب می شود. استعداد شگرف او در مرکب خوانی و تلفیق شعر و موسیقی بارها ستایش موسیقی دانان معاصرش را بر انگیخته است.
در سال ۱۳۳۲ به پیشنهاد شادروان خالقی به اداره کل هنرهای زیبای کشور منتقل شد و به سمت استاد آواز هنرستان موسیقی ملی به کار مشغول گردید و در سال ۱۳۳۴ ریئس شورای موسیقی رادیو شد. غلامحسین بنان از ابتدا در برنامه های گلهای جاویدان و گلهای رنگارنگ و برگ سبز شرکت داشته و برنامه های متعدد و گوناگون دیگری که از این خواننده بزرگ و هنرمند به یادگار مانده است.
در این برنامه ها، استادان تراز اول موسیقی سنتی چون روح الله خالقی، ابوالحسن صبا، مرتضی محجوبی، احمد عبادی، حسین تهرانی، علی تجویدی،و ... با او همکاری داشته‌اند. وی در سال ۱۳۳۶ در اثر یک سانحه رانندگی در جاده کرج یک چشم خود را از دست داد.
محل دفن او در امامزاده طاهر کرج است. کتاب "از نور تا نوا" به کوشش دکتر داریوش صبور در مورد زندگی این خوانننده بزرگ موسیقی سنتی ایران منتشر شده است.

عبدالعلی وزیری


تصویر
شرح: عبدالعلی وزیری در سال 1293 در تهران به دنیا آمد. 14 ساله بود که به مدرسه عالی موسیقی آمد و در زمره شاگردان پسر عمویش علینقی وزیری درآمد. او صدای زیبایی داشت و تار نیز می نواخت. علاقه وافری به موسیقی داشت و این امر سبب آن شد که در مدرسه موسیقی اقامت گزیند.. او اولین کسی بود که آهنگ های استاد وزیری را خواند و خواننده ای بود که خوب از عهده این کار بر می آمد.

در سال 1308 کلاسی به نام آموزشگاه موسیقی دائر کرد و از سال 1309 در مدرسه دولتی موسیقی، معلم آواز شد. ولی چند سال بعد به مشاغل اداری پرداخت تا این که در سال 1320 به اداره موسیقی کشور بازگشت و به وزارت فرهنگ انتقال یافت. از همان زمان که صدای او از رادیو پخش شد، طرفداران بسیار پیدا کرد و بهترین خواننده انجمن موسیقی ملی بود.


"حالا چرا" و "آه سحر" از جمله ساخته های روح الله خالقی است که عبدالعلی وزیری آنها را در ارکسترهای انجمن و رادیو اجرا کرد. عبدالعلی به کلنل وزیری و خالقی بسیار علاقمند بود و آهنگ های آنها را با شور فراوان اجرا می کرد. او اولین خواننده ای بود که در برنامه گلها شرکت کرد.

او چندی هم در رادیو همراه با تار خود آواز می خواند و چند برنامه مخصوص کودکان هم اجرا کرد که خواستارانی بسیار داشت. عبدالعلی از خوانندگان و نوازندگان بسیار با ذوق رادیو ایران بود که سال ها صوت دلپذیرش از رادیو ایران پخش می شد.


عبدالعلی وزیری در سال 1368 از دنیا رفت.